کد موزیک

كـلنـل مـحمـد تقی خان پـسیـان/ زندگینامه / شرح و تفسیر

كـلنـل مـحمـد تقی خان پـسیـان/ زندگینامه / شرح و تفسیر

+0 Like

كلنل محمد تقی خان پسیان

كلنل محمد تقی خان پسیان زاده تبریزی در سال 1309 ه . ق در تبریز متولد شد . خانواده پسیان در زمان جنگ های بین ایران و روس كه بخش هایی از آذربایجان به تصرف نیروهای تزاری در آمده بود ، نتوانستند زندگی در یوغ بیگانگان را تحمل نمایند، از اینرو از قفقاز به ایران مهاجرت نمودند. پسر عموی كلنل ، فتحعلی خان پسیان در جنگ بین الملل اول فرماندهی ژاندارمری شیراز را برعهده داشت و حتی بر ضد انگلیسی ها قیام كرد و در نهایت به شهادت رسید .

برادر زاده كلنل نیز حسینعلی پسیان سلطان زاده در دار الفنون ادمبورگ در رشته تاریخ تحصیل كرده و آثاری از تألیف و ترجمه دارد.

كلنل پسیان تحصیلات ابتدایی خویش را در مدرسه لقمانیه تبریز كه با اصول جدید تأسیس یافته بود تمام كرد و سپس راهی تهران شده و در سال 1324 ه . ق در مدرسه نظام وارد شده است ولی به علت مشكلات مالی قشون جدید التشكیل از هم پاشیده و كلنل مدتی را بیكار بوده است و در نهایت با معرفی به ژنرال یالمارسون سوئدی با سمت معلم و مترجم شروع به كار مینماید. پس از شروع جنگ جهانی اول كلنل با نیروهای تحت امر خود كه از نیروهای زبده و وطن پرست ژاندارمری تشكیل یافته بودند بر ضد قوای روسیه دست به حمله ای زد كه به حمله مصلی معروف است اما در اثر سقوط بغداد مجبور به عقب نشینی شد . وی در سال 1335 ه . ق خود را به برلین رساند .

كلنل در سال 1336 هـ . ق وارد خدمت هوانوردی شده و در ضمن خدمت به تحصیل ریاضیات و موسیقی نیز پرداخته و حتی مختصری از سروده های ژاندارمری و اشعار ملی ایران را با نت تحت عنوان سه سرود ملی و هفت آواز ایرانی با مختصری مقدمه به زبان آلمانی به طبع رسانده كه مورد توجه موسیقی دانهای آلمانی نیز قرار گرفته است .

كلنل خوش انشاء بوده و به دو زبان آلمانی و فرانسه آشنایی كامل داشت . خانم »فرا و كتاویر « معلم موسیقی كلنل رساله ای در تاریخ زندگی او به زبان آلمانی نوشته است كه درآن، خصوصیات اخلاقی كلنل را دقیقاً و بدون تعارف معمول شرقی بیان نموده است كه از آن جمله می توان به اجتناب وی از اینكه او را تعریف كنند و احساس ناراحتی از این امر ، میل وافر به اصلاحات و ... اشاره نمود .

قیام كلنل با دیگر قیام های صورت گرفته در آنزمان از جهات گوناگون متفاوت بود . كلنل خود یك افسر ورزیده و مجرب بود كه با نیروهای مجهز خود می توانست برای دولت قوام كه در آن ایام در آتش نا امنی و طغیانهای محلی می سوخت و تجهیز بیش از دو سه هزار نفر سرباز مسلح و كار آزموده برای آن امكان نداشت دردسر بزرگ ایجاد كند . علاوه بر آن مردم خراسان خاصه اهالی مشهد او را دوست می داشتند و بیشتر افراد و عناصر روشنفكر خراسان از كلنل پشتیبانی می كردند .

اما طریقه ای را كه كلنل برای اصلاح ایران در نظر داشت مناسب با مقتضیات وقت نبود . فرقی كه قیام كلنل با قیام شیخ محمد خیابانی داشت در این بود كه كلنل در اثر اقامت ممتد در آلمان ده ، بیست سال متجددتر از شیخ و خراسان آن روز از آذربایجان آن روز ده ، بیست سال عقب تر بود .

از طرف دیگر، وجود قبایل متعدد در این ایالت كه بسیاری از آنها تحت امر شجاع الملك هزار ه دست نشانده قوام و شوكت السلطنه تیموری داماد قوام بودند امكان هر گونه اتحاد و بهره گیری از آنها را بر علیه قوام السلطنه غیر ممكن می ساخت .

حبس و تبعید آزادیخواهان بوسیله محمد حسین میرزا جهانبانی داماد برادر قوام باعث اعتراضات شدید مردم و فرستادن نامه های مكرر به مشیر الدوله شد . مشیر الدوله كه در آنزمان ریاست وزرایی را بر عهده داشت مصمم شد كلنل پسیان را كه تازه از آلمان به ایران مراجعت كرده بود، به فرماندهی كل ژاندارمری خراسان منصوب نماید .

قوام السلطنه به عنوان والی خراسان تمامی عایدات این استان را در قبضه داشته و از این راه سرمایه بسیاری را برای خود گردآوری كرده بود . انتصاب كلنل پسیان به این مقام می توانست برای او مشكل ساز باشد چرا كه اولاً : این انتصاب منافع نامشروع او را به مخاطره می انداخت و ثانیاً : قوام به مدیریت و فراست كلنل آگاهی داشت و از این رو او را مانعی در راه آرمان های بلند پروازانه خود می دانست . كلنل صاحب منصبان اصیل و تحصیل كرده و كار آزموده را با خود به خراسان آورده و هریك را به فراخور تحصیلات و لیاقت به كار گمارده بود .

كلنل فنون نظامی راتحت نظرافسر سوئدی درمدرسه نظام ژاندارمری فرا گرفته بود و همیشه مورد تشویق آنان واقع می گردید . در موقع جنگ بین المللی اول در جنگ های قزوین ، همدان ،‌ بروجرد و كرمانشاهان ، رشادت های شایانی از خود بروز داد و در مأموریت های مختلف با اهالی و عموم مردم رویه مسالمت آمیز و عادلانه ای پیشه ساخت و هرگز لكه ننگی از خود به یادگار نگذاشته بود .

بعد از استعفای كابینه مشیر الدوله كه مردی خوشنام در میان مردم به جهت توفیق اجرای قرار داد 1919 وثوق الدوله بود ، سید ضیاء الدین طباطبایی بر سر كار آمد .

انتظام خطه خراسان كه به علت تنوع گسترده ایلی و عشایری آن و بویژه تحولات ناشی از فرو پاشی اقتدار سنتی روسیه تزاری و استقرار نیروهای انگلیسی به جای آن مستعد هر گونه آشوب و اغتشاش بود، با چنان موفقیت و پیشرفتی روبرو شد كه حتی واقعه ای چون عزل و بركناری والی خراسان بدون دردسر چندانی در 13 فروردین 1300 صورت گرفت .

فردای كودتا ، سید ضیاء كلنل را كفیل ایالت خراسان كرده و حكم دستگیری قوام را صادر می نماید . از طرف دیگر كشف تعداد زیادی سلاح نو در خانه قوام باعث آشكار شدن افكار پلید او شده و تأثیر نامطلوبی را در اذهان مردم و بویژه آزادیخواهان بخشید و باعث شد تا مردم نسبت به كلنل پسیان گرایش بیشتری داشته باشند .

كلنل در دیداری كه با قوام در زندان داشت، خیانت های نصرت الدوله برادر قوام را در تعویق حركت احمد شاه برای زمینه چینی اجرای قرارداد 1919 یاد آور شده و می گوید : » مگر ممكن بود وطن پرستان و استقلال طلبان ایران زیر بار یك چنین ننگی بروند «.

چند روز بعد دستور اعزام قوام به تهران می رسد و با وجود مخالفت های محلی مبنی بر عدم اعزام قوام به تهران و تشكیل محكمه ملی برای رسیدگی به اعمال دوران فرمانروایی او، كلنل دستور مركز را اجرا و قوام را با چندین محافظ روانه تهران می نماید .

كلنل با حسن استفاده از قدرت جدید خود دست به اصلاحات جدی در مشهد زده و اشرار خراسان را سركوب نمود و مالیات عقب افتاده را از متنفذین وصول كرد و امور آستان قدس رضوی را اصلاح نمود . كلنل افزایش حقوق ماهانه خویش را كه در جلسه هیئت وزراء به تصویب رسیده بود، قبول نكرد و اظهار داشت كه این پول را از بیوه زنان و یتیمانی كه خودشان از هر حیث قابل ترحم می باشند گرفته و به من خواهند داد و این پول ها چه بسا توقعات و احتیاجات مرا بالا ببرد .و به این گفته خویش نیز عمل كرد زیرا تمام دارایی وی بعد از شهادتش 312 تومان بود .

كلنل همچنین برای حفظ امنیت و انتظام كامل ایالات خراسان به دستور مركز، حكومت نظامی را در مشهد برقرار ساخت .

ایام فرمانروایی قوام السلطنه بر خراسان به كام شجاع الملك هزاره و دامادش شوكت السلطنه تیموری بود ولی با قدرت یافتن كلنل مخالفان نیروهای طرفدار قوام فرصت یافته و از نو به فعالیت پرداختند در این ایام احمد شاه به علت ترس از همكاری سید ضیاء و رضا خان و همچنین برای تضعیف موقعیت رضاخان كه هر روز بر قدرت و نفوذ او افزوده می شد، قوام را كه مردی زیرك و باهوش بود به ریاست وزرایی انتخاب كرد . از این رو كلنل بخوبی احساس كرده بود كه بر اثر انجام وظیفه و اجرای یكی از دستورهای حكومت مركزی در زمان سید ضیاء دشمنی بزرگ مانند قوام پیدا كرده است. بنابراین شروع به جذب تجهیزات نظامی و استخدام جوانان پرشور و انقلابی كرد .

قوام كه در زمان تصدی والیگری خراسان سعی در پیشگیری از بروز درگیری های عشایری و جلوگیری از دسته بندی های سیاسی در منطقه داشت، در زمان ریاست الوزرائی تمام سعی خویش را در تحریك و تهییج عشایر بر ضدكلنل مصروف می داشت .

كلنل محمد تقی خان پسیان

كلنل محمد تقی خان پسیان اولین خلبان ایرانی


كلنل محمد تقی خان پسیان به سال 1270 هجری شمسی در محله سرخاب تبریز دیده به جهان گشود . وی ضمن فراگیری دروس اولیه متداول، با تحصیل در مدرسه نظامی به درجه سروانی رسیده و در فرماندهی نیروهای ژاندارمری مشغول به خدمت گردید. كلنل بعد ها به آلمان عزیمت و با دیدن دوره هوانوردی و انجام سی وسه سورتی پرواز نام خود را به عنوان اولین خلبان ایرانی در تاریخ ثبت نمود.در دوران مراجعت به ایران در فروردین 1300 به عنوان حاكم خراسان منصوب و سرمنشا خدمات ارزنده ای در آن دیار شد.پسیان كه به هفت زبان زنده دنیا آشنایی كامل داشت در 10 مهرماه 1300 هجری شمسی طی طوطئه ای از طرف حكومت وقت ، در هنگام مبارزه با اشرار قوچان شهید و سر از بدنش جدا گردید. پیكر وی را پس از غسل با آب سناباد، در میان حضور انبوه مردم تشیع و پس از طواف درو حرم مطهر امام رضا در باغ نادری به خاك سپردند.



نگاهی به قیام محمدتقی خان پسیان

سید جعفرعلوی

ادامه از شماره قبل:

رضا خان میرپنج نیز به دلیل نزاعی كه بین او و كلنل در زمانی كه رئیس آتریاد همدان بود در گرفته بود، دل پری از وی داشت. از اینرو درزمانیكه كابینه قوام السلطنه دچار تزلزل شد و عده ای قصد ساقط كردن كابینه قوام و به روی كار آوردن مشاور الملك را داشتند، سردار سپه برای آنكه از همدستی قوام السلطنه و همفكری او در سركوبی كلنل استفاده نماید، خصومت شخصی قوام نسبت به كلنل را مغتنم شمرده و از قوام پشتیبانی كرد و نفوذ خود را برای بقای كابینه قوام به كار برد .

قوام برای سركوبی كلنل عده ای از متنفذین خراسان را بر ضد كلنل تحریك كرده و همچنین در تلگراف هایی كه به شجاع الملك هزاره فرستاد، مراتب لطف و عنایت دولت را نسبت به وی یادآور شده و او را همراه با اردوی كامل مركب از پنج هزار قزاق به خراسان اعزام می دارد .

قوام در تلگراف خود، كلنل را یاغی و متمرد دانسته و اظهار می دارد: در قلع و قمع كلنل و یاران او از هیچ اقدامی فرو گذار ننمایید.

قوام به خوانین خراسان نیز دستور داده بود كه چون كلنل سر از اطاعت حكومت مركزی پیچیده است ،یاغی است و باید او را دستگیر نماید.

سردار سپه نیز یك اردوی هزار نفری قزاق به فرماندهی حسین آقای خزاعی را مأمور خراسان می نماید.
كلنل برای روشن شدن علل مخالفت شجاع الملك هزاره با او در یك بیانیه به چگونگی تیره و تار شدن روابط بین آنها اشاره می نماید .

در اعلامیه جمعی از طرفداران (مردمی ) كلنل از مردم خراسان نسبت به اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران و بی توجهی مركز نشینان به اوضاع این ایالت انتقاد كرده و خواستار اقداماتی برای دگرگون ساختن این وضع شده اند .

در اینجا بد نیست نگاهی به طوایف و عشایر و موضع گیری های آنها در قبال قیام كلنل داشته باشیم. بدینصورت كه، مهمترین طوایف موجود در خراسان عبارت بودند از تیمورها ، هزاره ها و بربری ها كه طایفه تیموری بزرگترین این طوایف را تشكیل می داد، ولی در بین تیموریها نیز دسته بندی هایی وجود داشت كه باعث از هم گسیختگی و عدم انسجام آنها می شد .

در نزاعی كه بین بربری ها و تیموری ها صورت گرفته بود، هزاره ها از بربری ها حمایت كرده و بر ضد تیموری ها وارد جنگ شده بودند، از این رو بین این دو طایفه خصومت و دشمنی وجود داشت و از آنجایی كه هزاره ها به رهبری شجاع الملك هزاره كه از سر سپردگان قوام بود، بر ضد كلنل می جنگیدند، بخش اعظم تیموری ها نیز به رهبری امیر تیمور كلانی معروف به سردار نصرت كه یكی از سران متنفذ ایل تیموری و سرپرست یك واحد از نیروی سواره و پیاده تیموری بود، از كلنل حمایت می كردند. در جنگی كه بین سربازان منظم و آزموده ژاندارم با قوای شجاع الملك در می گیرد ژاندارم ها قوای شجاع الملك را مغلوب و متواری می نمایند .

در این موقع ماژور محمود خان نوذری كه در غیاب كلنل كفالت امور را بر عهده داشت و فرمانده و حاكم نظامی قوچان بود، به عذر كسالت و معالجه به مشهد رفته بود، از اینرو خوانین قوچان از جمله فرج الله خان حاكم شیروان و عزیزالله خان با قوای محلی خود و كمكی كه از طرف سردار معزز بجنوردی بدستور قوام به آنها می شد، به قوچان حمله ور شده ، ژاندارم ها را خلع سلاح نموده و قوچان را متصرف شدند .

در چنین اوضاع و احوالی كلنل ناچار می شود خودش با افراد ژاندارمری به سمت قوچان حركت كند و در بین راه در محلی به نام جعفر آباد و در پشت تپه های داودلی نیروهای كلنل با نفرات خوانین از جمله فرج الله خان و عده ی سردار معزز بجنوردی برخورد می نماید و زد و خورد سختی در میان طرفین روی می دهد. اما خیانت حسن خان پلتیك و سستی عمدی وی در رساندن مهمات كافی به كلنل و یاران او باعث جری تر شدن آنها شده و بر حملات خود می افزایند.

كلنل به یاران صدیق می گوید كه او را تنها گذاشته و از آن محل دور شوند تا شاید از مهلكه جان سالم بدر برند و او خود در اینجا به مبارزه مشغول خواهدشد، اما یاران صمیمی او از قبیل نایب حاجی خان تفرشی اعلام می دارند كه خون ما از خون شما رنگین تر نیست و اگر قرار باشد كشته شویم همه با هم خواهیم بود .

كلنل از آنها تشكر كرده و خطاب به ایشان می گوید: اگر یكی از شماها سلامت ماندید، بگویید با خون روی كفنم بنویسند : » وطن « و برای مادرم بفرستید.

با به شهادت رسیدن تمامی یاران كلنل اینك او تنها مانده بود و با این گلوله هایی كه از انبار های سرباز خانه ژاندارمری قوچان به غارت رفته بود ، بر سرش می بارید »برای او مردن در راه یك اصل بزرگ عین موفقیت بود« .

او درحالیكه در میدان نبرد تنها به یاران باوفایش می نگریست، مورد اصابت هفت گلوله قرار می گیرد كه به علت جراحات وارده بی تاب شده و به پشت می افتد و در این حال مزدوران دولتی فرا رسیده، با چند ضربت سر كلنل را جدا می نمایند .

قوای مزدور دولتی به غارت لباس مقتولین پرداختند و فرج الله خان كه بعداً از طرف قوام ملقب به ضیغم الملك شد ، دستور می دهد سر بریده كلنل را به نزد او در قوچان بیاورند .

مهم ترین عللی كه باعث شكست قیام كلنل محمد تقی خان پسیان شد عبارتند از :

1 - نیروهای تحت امر كلنل از یك طرف در سبزوار با نیروهای دولتی به رهبری حسین آقای خزاعی و از طرف دیگر در قوچان ، بجنورد ، سر حدات خزر و جام با نیروهای عشایری به رهبری شجاع الملك هزاره و اكراد قوچان كه از طرف قوام تهییج واجیر شده بودند، مشغول نبرد بودند و همین امر به تدریج موجب خستگی و ضعف نیروهای كلنل شد .

2 - خیانت عده ای از افراد خود فروخته همچون محمود خان نوذری و سید حسن خان میر فخرایی و میرزا محمود صارم كه بعدها همگی القابی را از طرف قوام به سبب شركت در شكست قیام دریافت داشتند، باعث شد تا ابتدا شیروان و سپس قوچان به دست نیروهای مزدور دولتی اشغال شده و به غارت برود .

3 - دوری طولانی مدت كلنل ازایران باعث شده بود تا وی با ویژگی های ساختاری حكومت و وابستگی های قبایل و عشایر به یكدیگر و قوام آگاه نباشد.

با این حال برخی از یاران او تا پای جان نیز با او همكاری كردند مانند علیرضا خان وزیری معروف به شمشیر، برادر كوچكتر علینقی خان وزیری استاد بزرگ موسیقی ایران كه از ایرانیان مهاجر قفقاز بود ودر نامه هایی كه كلنل در اواخر عمر خود نوشته بیشترمی توان به روحیات او پی برد .

كلنل در نامه ای كه به علیرضا خان وزیری نگاشته چنین می نویسد : » شرافت و سعادت، دیر یا زود بر می گردد . ایرانی نمی میرد و محو نمی شود. اگر ما هم نبینیم اخلاف ما خواهند دید . بر ما است كه آنها را از ننگ ذلت نجات دهیم، زیرا اتكاء ما به یاری خدا و ائمه اطهار است و بس«
.
همچنین كلنل در بخشی از نامه خود به عمویش ژنرال حمزه خان پسیان می نویسد: »خداوندگار من ! این یادگار سرباز مظلومی است كه پانزده سال با كمال صداقت و شرافت خدمت كرده و از هیچ طرف تشویق وتقدیر ندیده است« . یكماه پس از دفن كلنل در مقبره نادری حسب امر مركز، قبر كلنل را نبش نموده و جنازه را از مقبره نادری در آورده و در یكی از قبرستان های معمولی بنام قبرستان سراب بدون هیچ آثاری دفن می نمایند، ولی رضا خان به این امر نیز راضی نشده و چون می دانست كه قبر كلنل روزی زیارتگه آزادیخواهان ایران و جهان خواهد شد، امر به محو آن داد و مأمورین محلی ایجاد باغ ملی را بهانه كرده و قبرستان سراب را زیر و رو كردند تا آن كانون وطن پرستی و مهد شجاعت و ایمان ویران گردد .

قتل كلنل با آن وضع فجیع و بی احترامی كه بعداً به جنازه او شد، اسباب ثأثر طبقات روشنفكر و اصلاح طلب ایران گردید . در این میان عارف قزوینی كه امیدوار بود ایران به دست كلنل اصلاح شود، بیش از همه در مرگ او متأثر بود. عارف یكی دو ماه بعد از قیام خراسان عازم مشهد شد و بلافاصله به دیدار كلنل شتافت و در اشعاری نیز حمایت خویش را از این قیام ابراز كرد. عارف می گوید: علت شركت او در اوضاع خراسان به این جهت بود كه نجات مملكت را در آن می دانستم و اینهم نه اینست كه عقیده تنها من باشد، هر ایرانی علاقمندی جز این عقیده ای نخواهد داشت و تحقیقتاً تاریخ میهن روزی این مطلب را كشف خواهد كرد .

كلنل محمد تقی خان پسیان

عارف بعد از شهادت كلنل در اشعاری از او چنین یاد می كند :

كسم به شهر نبیند، شدم بیابانی
ز غصه كلنل و ز غم خیابانی

و در جای دیگر چنین می سراید :

تدارك سفر مرگ دید عارف و گفت
در این سفر كلنل چشم انتظار من است

تصنیف زیر را عارف در رثای كلنل سروده است .

دامنی كه ناموس عشق داشت می درندش
هر سری كه سری ز عشق داشت می برندش
كوه به كوه و برزن و برزن می برندش
ای سرم فدای همچو سر باد
یا فدای آن تنی كه سر داد

ایرج میرزا نیز در چندین شعر بدین شكل از كلنل یاد می كند:
دلم به حال تو ای دوستدار ایران سوخت
كه چون تو شیر نری را در این كنام كنند
سزد كه هر چه ، به هر جا وطن پرست بود
پس از تو تا ابد جامه مشكفام كنند
خدا نخواست كه این مملكت شود آباد
وطن پرستان بیهوده اهتمام كنند
از این پس همه مردان مملكت باید
برای زادن شبه تو فكر مام كنند

فرخی یزدی از شاعرانی كه هیچگاه با حكام ظالم مدارا ننمود نیز شعر معروف زیر را در زیر عكس سر كلنل در روزنامه طوفان به چاب رسانید:

این سر كه نشان سرپرستی است
امروز رها ز قید هستی است
با دیده عبرتش ببینید
این عاقبت وطن پرستی است

ملك الشعرا ء بهار در تاریخ احزاب سیاسی ایران در خصوص قیام كلنل شرح مبسوطی نوشته است كه از هر جهت قابل استفاده است . در باره روحیات كلنل و نظر او نسبت به بیگانگان بهار می نویسد: » او با ظالمان عداوت داشت و تسلیم و نوكر آنها نمی شد« .

روحش شاد باد ...

منیع: ماكولوهارای



  • [ ]

free counters

کد موزیک