کد موزیک

نگاهی به زندگی مهاتما گاندی

نگاهی به زندگی مهاتما گاندی

+0 Like

گـاندئ

از دوران تحصیل او اثری از عظمت آینده ٔ وی مشاهده نمیشد جز اتفاقی كوچك كه روزی یك بازرس انگلیسی به دبستانی كه او تحصیل میكرد رفت تا كودكان را امتحان كند گاندی نمیتوانست یك كلمه را صحیح بنویسد معلم با اشاره به او فهمانید تا از نوآموز كنار خود رونویسی كند، و چون گاندی از این كار سرباز زد بعدها مورد طعن و بی احترامی آموزگار قرارگرفت . او از همان اوان مایل بود دیگران را تربیت كند و براهی كه صحیح می پنداشت هدایت نماید. و چون میدید یكی از دوستان برادرش پسری مهمل و نامرتب است و به بعضی عادات ناپسند از جمله خوردن گوشت كه در نزد هندوان مكروه است اعتیاد دارد تصمیم گرفت به هدایت وی پردازد. غافل از اینكه خود رفته رفته تحت نفوذ اخلاقی او قرار گرفت و به خاطر دوستی با او حتی بسرقت طلای دستبند برادر خود مبادرت ورزید. اثر دیگری كه از علاقه ٔ گاندی حتی در دوران طفولیت به هدایت مردم مشاهده میكنیم ارتكاب وی بخوردن گوشت است . همان دوست به وی گفت : علت تفوق قوم انگلیس بر هندیان این است كه چون گوشت میخورند قوی هستند ما كه بدین كار نمیپردازیم ضعیف و ناچار از انقیاد هستیم . گاندی جوان به عشق كسب نیرو بمنظور پیشرفت ملت یكبار غذای گوشتدار خورد ولی چنان ناراحت شد كه بقول خود او «آن شب در خواب دیدم كه گوسفند بینوا در معده ام بع بع میكند».

هنوز سیزده سال از سنین عمرش نمیگذشت و در دبیرستان بودكه بخواست پدر با دختری بنام كاستوربای بسن و سال خود ازدواج كرد و چنانكه در سرگذشت خویش مینویسد در آن سن و سال از عروس جز میهمانی های مرتب و یافتن یك همبازی دختر چیزی نمی فهمید. در زمانی كه در یكی از كالج های محلی دوره ٔ دوم دبیرستان را طی میكرد پدرش به سال ۱۸۸۵ م . بدرود حیات گفت . وضع خانوادگی آنها از نظر درآمد خوب نبود و بزرگان قوم به وی توصیه كردند شغل پدر در پیش گیرد ولی او آرزو داشت وكیل دادگستری شود و پیشنهاد كرد به لندن رود. اگر چه مادر متعصب او نخست با این پیشنهاد مخالفت ورزید اما بالاخره راضی شد مشروط بر آنكه فرزندش قول دهد هرگز به زن ، شراب و گوشت دست نزند. گاندی در چهارم سپتامبر ۱۸۸۸ م . به طرف انگلستان حركت كرد. ماههای اول اقامت در آن شهر تغییراتی عظیم در اخلاق وروحیه ٔ وی بوجود آورد بطوری كه به آموختن ویولن و رقص و آئین سخنوری پرداخت .

ولی بر اثر تماس با طرفداران گیاهخواری و بخصوص آشنائی با دوبرادر متصوف روشی ساده در پیش گرفت و سعی داشت هر چه بیشتر زندگی را ساده و ارزان بگذراند. گاندی بهنگام اقامت در لندن آثار بزرگ دینی خود را بزبان انگلیسی خواند و آنگاه به مطالعه ٔ سایر ادیان بخصوص اسلام ومسیحیت پرداخت . كتاب نور آسیا تألیف ادوین آرنولد بویژه فصل مربوط به پیغمبر اسلام اثری عمیق در وی گذارد و همین كه قرائت انجیل را به پایان رسانید تحولات بزرگ اخلاقی وی شروع شد و در تاریخ دهم ژوئن ۱۸۹۱ م . به وطن خویش بازگشت .

در بمبئی مطلع شد كه مادرش بدرود حیات گفته و بقول خود او مرگ مادر اندوهی بمراتب بیش از درگذشت پدر برای وی ایجاد كرد. پس از رسیدگی به امور خانوادگی به بمبئی رفت تا به وكالت پردازد. در عرض چند ماه فقط یك موكل به وی رجوع كرد و روزی هم كه میخواست از او در محكمه دفاع كند چنان ناراحت شده سرش گیج رفت كه روی نیمكت افتاد و سبب تمسخر حضار گردید. ناچار به شهر خود بازگشت.




در اینجا نیز از وی استقبالی بعمل نیامد لذا به پیشنهاد یك كمپانی هندی به افریقای جنوبی رفت تا پرونده ٔ آن را مورد مطالعه قرار دهد و در محكمه از آن دفاع كند. این مسافرت كه در آوریل ۱۸۹۳ م . صورت گرفت در واقع مقدمه ٔ مبارزات سیاسی و اجتماعی وی بشمارمیرود: در آن زمان روش دولت افریقای جنوبی نسبت به غیر اروپائیان بخصوص هندیها بسیار ناپسند بود و مقاومت های سرسخت ولی مسالمت آمیز گاندی در برابر قوانین ظالمانه ٔ آن دولت سبب شهرت وی گردید به طوری كه هندیها او را نماینده ٔ خود دانستند و به دستورهای وی رفتار میكردند. گاندی در طول اقامت در افریقای جنوبی چندبار از طرف مأمورین دولتی و غیردولتی مورد ضرب قرار گرفت و به زندان افتاد، ولی هرگز از خود عكس العمل نشان نداد در ایامی هم كه آزاد بود روزی در دادگاه دریافت كه موكلش به او دروغ گفته و با اینكه حق الوكاله ٔ هنگفت به وی وعده داده شده بود در دادگاه اعلام كرد كه چون موكل وی او را فریب داده از دفاع او خودداری كرد. كرمچند پس از سه سال اقامت در افریقای جنوبی و مسافرت بنقاط مختلف آن به هند بازگشت و تصمیم گرفت ملت هند را از بی عدالتی هائی كه نسبت به هموطنان او در افریقای جنوبی روا میداشتند مستحضر سازد چند جزوه انتشار داد كه یكی از آنها سبب شد بهنگام بازگشت مجدد به افریقای جنوبی مورد شتم و لعن اروپائیان قرار گیرد بطوری كه اگر زوجه ٔ رئیس كلانتری محل بداد وی نرسیده بود اروپائیان با پاره آجر و سنگ و حتی گوجه فرنگی بقتلش رسانده بودند و این عمل وقیح چنان ایجاد هیاهو كرد كه چمبرلین نخست وزیر انگلیس به استاندار انگلیسی افریقای جنوبی دستور رسیدگی داد وقتی كه استاندار به گاندی گفت متهمین حاضرند و هر حكمی كه درباره ٔ آنها صادر كنید بمنظور امتناع مقامات عالیه لندن قابل اجرا است گاندی فقط گفت «آنها را آزاد كنید». گاندی كه در دومین مسافرت به افریقای جنوبی خانواده ٔ خود را بهمراه برده بود در موقع شروع جنگ های بوئر به سال ۱۸۹۹ م . به علت اعتماد به حكومت انگلیسی و احترامی كه برای آن قائل بود از جماعت هندیهای آن سامان یك واحد بهداری بوجود آوردو به قشون انگلیسی خدمت كرد و بدنبال آن به سال ۱۹۰۱٫ به میهن خویش بازگشت . ورود او به هند مصادف بود با تشكیل جلسات سالانه ٔ حزب كنگره ٔ ملی . گاندی با استفاده از موقعیت چند قطعنامه راجع بوضع هندیان مقیم افریقای جنوبی به حزب پیشنهاد كرد كه همه بتصویب رسید.و بدنبال آن پدر آینده ٔ ملت هند تصمیم گرفت سراسر كشور را بوسیله ٔ قطار راه آهن درجه ٔ سه مسافرت كند، تاهم با روحیه ٔ مردم و وضع زندگی ایشان در صفحات مختلف كشور آشنا گردد و هم طی مسافرت های طولانی خود از نزدیك ببیند طبقه ٔ سوم چگونه زندگی میكنند و به چه چیزاحتیاج دارند و چه عواملی برای پیشرفت ایشان مورد لزوم است . ولی مثل اینكه سرنوشت هنوز تماس گاندی را با مردم هند زود میدانست . زیرا چند صباحی از مسافرت های وی نمیگذشت كه هندیهای مقیم ناتال بوسیله ٔ تلگرام او را احضار كردند تا هنگام مسافرت چمبرلین به افریقای جنوبی همراه با هیأت نمایندگی هندیها با وی ملاقات كند و خواسته های ایشان را كه لغو مالیات های سنگین و جلوگیری از سیاست امتیازات فعلی و تبعیضات نژادی بود به اطلاع نماینده ٔ دولت انگلستان برساند. ولی مقامات اروپائی آن سامان مانع از ملاقات گاندی با چمبرلین شدند و او بناچار برای آغاز فعالیت مجدد خود علیه زورگوئی ها راه دیگری انتخاب كرد و برای وكالت در دادگاه عالی ژوهانسبورك نام نویسی كرد. در همین ایام بود كه زولوها علیه حكومت انگلیسی در افریقای جنوبی قیام كردند و گاندی به پیروی از عقیده ٔ خود مبنی بر مفیدبودن حكومت انگلیس برای بشریت یك واحد بهداری جدید تشكیل داد تا بزخمی ها و بیماران كمك كنند.


به جرأت میتوان ایام خدمت گاندی را دراین واحد پایه ٔ اصلی زندگی عالی اخلاقی آینده او دانست . درست است كه تجربیات وی در امور مختلف از سالها قبل آغاز گردید و حتی در نیمه ٔ دوم توقف خود در لندن به هنگام تحصیل از تشریفات زندگی كناره گرفت و عزم جزم كرد تا حد امكان بسادگی زندگی كند ولی راه پیمائی های طولانی كه در ایام نبرد قشون انگلیس علیه زولوها انجام میشد فرصت بسیار مناسبی بود تا گاندی به تعمق و تجسس نفس بپردازد. تصمیمات وی در این ایام راه زندگی او را بطور كلی تغییر داد و او را در مسیر جدیدی انداخت نخستین تصمیم وی به اصطلاح هندی «تجرد در عین تأهل » است . بدین معنی كه شوهر در حالی كه نهایت احترام و عزت را برای زوجه وحقوق او قائل است از توسل به اعمال شهوانی پرهیز میكند و اجازه نمیدهد دیو شهوت حتی برای یكبار او را فریب دهد. تصمیم دوم وی «عدم تملك » است كه گفت لزومی ندارد بگرد آوردن مال پردازم . حداقل وسیله برای سهل ترین راه زندگی كافی است . این تصمیم با هدیه ٔ كلیه ٔ دارائی خود – حتی جواهرآلات زوجه اش – به كنگره ٔ هندی های مقیم افریقای جنوبی آغاز گردید و به این حقیقت پایان یافت كه در روز شهادت وی هنگامی كه مأمورین دولت برای ثبت و ضبط موقت اموال وی اقدام كردند معلوم شدتنها ثروت این مرد عبارت بود از: یك ساعت ، دو جفت كفش چوبی ، یك عینك ، یك قلم ، كاردی مخصوص برای باز كردن پاكات ، یك نمكدان ، دو كاسه ٔ چوبی و یك قاشق چوبی به اضافه پارچه ٔ سفیدی كه شبیه به لنگ برخود می بست و گاه گوشه ای از آن را روی شانه می انداخت . البته باید افكار عمیق او را در راه پیمائی های نبرد زولو با مطالعات وی همراه دانست . چه ، بتصدیق خود او آثار تولستوی ، جان رسكین ، آدولف ژوست و مافوق اینها تعلیمات گیتاكتاب مقدس هنود و انجیل و قرآن مجید بخصوص فرمایشات حضرت پیغمبر (ص ) در نوعپروری و خلوص و اخوت و سادگی اثرات فراوانی در فكر وی از خود باقی گذاشت .



گاندی معتقد بود هركس پندی میدهد و اصلی را موعظه میكند باید در درجه ٔ اول خود واجد آن شرائط و مزایا باشد بدین سبب یا هر اصلی كه مواجه میگشت نخست آن را در مورد خود به مرحله ٔ آزمایش درمی آورد، در صورتی كه مقرون بحقیقت و واقع مییافت آن را به دوستان و آشنایان تعلیم می داد. گاندی به دنبال مطالعه ٔ آثار تولستوی و تورو دریافت كه یگانه راه مبارزه علیه زورگوئی مقامات اروپائی به هندیان در آن سامان استفاده ٔ از روش ساتیاگ راها است كه در اصطلاح غیر هندی آن را «مقاومت منفی » عنوان كرده اند ولی مفهوم اصلی كلمه «پافشاری برای راستی و حقیقت » است گاندی به پیروی از اصل «با شریر مقاومت مكن » كه از اندرزهای عیسی مسیح است به هم میهنان خود میگفت در راه راستی مبارزه كنید، هرگز به اعمال زور و تشدد نپردازید تا موفق شوید. گاندی برای اولین بار مبارزه ٔ ساتیاگ راها را به سال ۱۹۰۸ م . در افریقای جنوبی علیه «قانون سیاه » آغاز كرد كه فوراً بازداشت شد و مدت ده ماه در زندان گذرانید. ژنرال اسموتس استاندار انگلیسی افریقای جنوبی قول داد در صورتی كه هندیها علیه قانون سیاه مبارزه نكنند آن رالغو كند. گاندی به قول او اعتماد كرد و علیرغم مخالفتهای شدید و حتی تهدید به مرگ هندیها برگه ٔ مخصوص را امضاء كرد. ولی اسموتس به عهد خود وفا نكرد و بهمین دلیل قیام آرام و بدون سلاح هندیها آغاز شد و دسته دسته در سپتامبر ۱۹۰۸م . بدنبال گاندی بزندان رفتند. گاندی برای سومین بار در فوریه ٔ ۱۹۰۹م . به زندان با كار محكوم شد. در طول سه ماه محكومیت ساعات فراغت به مطالعه پرداخت و چنان از حیث روحیه و جنبه های اخلاق تقویت شد كه اعلام داشت بهترین محل برای ساختن و پرداختن روح زندان است . مبارزه ٔ گاندی هنوز ادامه داشت كه دولت افریقای جنوبی اعلام كرد فقط ازدواج اروپائیان رسمیت دارد. زنان هندی این اعلامیه را موجب هتك احترام و حیثیت خود تلقی كردند و از آن پس در مبارزات مسالمت آمیز با مردان شركت و همكاری كردند. هندیها بمنظور نقض قانون بطور دستجمعی از مرز ترانسوال گذشتند وبا اینكه عده ٔ زیادی از ایشان را گلوله ٔ سربازان اجنبی از پای درآورد ولی پایداری آرام و عدم توسل به اسلحه و پاسخ متقابل دولت را بزانو درآورد. بطوری كه گاندی را هم پس از چهارمین زندان آزاد كرد و قوانین غیر قانونی بودن ازدواج غیراروپائیان و قانون سیاه وقانون منع عبور از سرزمین ترانسوال و ناتال را لغو كرد. گاندی در یكی از همین چهار زندان بود كه یك جفت كفش صندل راحت برای ژنرال اسموتس بافت . و ژنرال مزبور پس از بیست وپنج سال هنگامی كه راجع به گاندی صحبت كرد گفت : حالا فهمیدم كه شایسته نبودم پا در كفش چنان مردی كنم .



در سال ۱۸۹۳ م . كه گاندی به طرف افریقای جنوبی حركت كرد یك وكیل جوان و بی تجربه ای بود و به دنبال ثروت میرفت . در ژانویه ٔ ۱۹۱۵ م . كه بار دیگر به میهن خویش باز گشت بقول تاگور شاعر فیلسوف هند «روحی بزرگ ولی ژنده پوش » بود كه از مال دنیا چیزی نداشت ولی عزم كرده بود به اصلاح اخلاق هم میهنان خود پردازد. در آن ایام هنوز كم بودند افرادی كه در خود هند گاندی را میشناختند. ولی مسافرتهای مرتب او به استانهای كشور و بخصوص آغاز مبارزه ٔ ساتیاگ راها در یكی از شهرهای ایالت بهار موسوم به چام پاران و موفقیت این مبارزه كه علیرغم میل گاندی توسط مطبوعات در سراسر كشور تبلیغ و بزرگ میشد باعث شد تاروزبروز بر پیروان او افزوده گردد. مبارزه ٔ مسالمت آمیز چام پاران بقول مطبوعات ملی هند ثابت كرد، ملتی كه بخواهد مستقل شود باید بپاخیزد و برخاستن مولد یك عامل است آنهم تصمیم . مبارزه ٔ كارگران نساجی احمدآباد دومین وسیله ای بود كه سبب اشتهار بیشتر گاندی در خود هند شد و چون صاحبان كارخانجات حاضر نشدند خواسته های كارگران را برآورند و خطر گرسنگی برای كارگران بود گاندی اعلام كرد كه روزه خواهد گرفت و تا روزی كه مسئله حل نشود به غذا دست نخواهد زد. این امر در صاحبان كارخانجات نساجی احمدآباد بسیار مهم تلقی شد بطوری كه در عرض سه روز كارگر و كارفرما با هم كنار آمدند و گاندی روزه را شكست . گاندی طی دو سال اول بازگشت اخیر از افریقای جنوبی چندین مبارزه ٔ مسالمت آمیز را هدایت كرد و در هیچ میتینگ و تظاهراتی نبود كه خودپیشاپیش دیگران حركت نكند. بتصدیق حتی دشمنان و مخالفین وی علت اصلی پیشرفت او همین بود كه اگر تظاهراتی باید صورت بگیرد خود در صف اول می ایستاد و بجلو میرفت تا هرگاه مأمورین شهربانی و دولتی حمله ای كنند اول خود او را بزنند و بازداشتش كنند. در سال ۱۹۱۷ م . نایب السلطنه ٔ وقت انگلیسی از او تقاضا كرد كه برای توفیق انگلیس در جنگ مردم را تشویق كند تا در ارتش انگلیسی هند نام نویسی كنند. گاندی كه هنوز امپراطوری بریتانیا را منزه می پنداشت پیاده براه افتاد و با تحمل مصائب بسیار واحد بزرگی تشكیل داد ولی ضمناً دریافت اگر مردم برای مبارزه بنفع حق خود و علیه زورگوئی با وی همگام هستند او نباید بپندارد كه در جنگ برای دیگران نیز بهمان نسبت فدائی و آماده هستند.

ماهاتما گاندی

گاندی تا این زمان در امور سیاسی دخالت نكرده بود یابعبارت دیگر قدم به صحنه ٔ سیاست امور هند نگذاشته بود. ولی حكومت انگلیسی هند بجای پاداش فداكاریهای هندیان در جنگ بین المللی اول قانونی گذراند كه هند را در غل و زنجیر نگاه دارند. بموجب این قانون كه «رولت بیل » نامیده میشد دولت میتوانست هر فرد هندی را كه علیه او سخنی راند و یا نویسد بدون محاكمه زندانی یا اعدام كند. رولت بیل در واقع قانون خفقان عمومی بود و همین قانون گاندی را از خواب ممتدی كه سالها بدان فرورفته بود بیدار كرد، و نظرش را نسبت به حكومت خارجی تغییر داد و بالضروره او را به صحنه ٔ سیاست كشاند. مبارزات سیاسی گاندی از سال ۱۹۱۹ میلادی شروع شد و تا سال ۱۹۴۸ م . كه بضرب گلوله ٔ یك فرد جاهل از پای درآمد ادامه داشت . در واقع باید او را در طول چنین مدتی طولانی یكه تاز سیاست هند دانست . گاندی در این بیست و نه سال وضع كلی سیاست هند را تغییر داد ولی خود او كوچك ترین تغییری ننمود. برای بیدار كردن احساسات مردم و تعمیم مبارزات دستور «هرتل » صادر كرد. هرتل را باید نوعی اعتصاب و اعتراض عمومی دانست كه بهنگام اجراء آن كلیه ٔ دكاكین و بازارها بسته میشود، كارمندان ادارات و بنگاه ها اعم از دولتی و غیردولتی از حضور در محل كار امتناع می ورزند. نخستین هرتل كه بعنوان مبارزه ٔ با قانون خفقان عمومی بود موجب تعجب عموم حتی خود گاندی گشت زیرا تا به آن روز باور نكرد كه ملت هندوان و مسلمانان تا به این حد برای پیشرفت امور مشترك خود صمیمانه همكاری كنند. ولی او در این مبارزه بازداشت شد و چون شنید یك افسر پلیس به دست جمعیت در احمدآباد به قتل رسیده است متأسف شد و به منظور اعتراض علیه این اقدام كه خلاف روح مسالمت آمیز مبارزات او بود مدت سه روز روزه گرفت . در روز اعلام روزه (سیزدهم آوریل ۱۹۱۹م .) ژنرال دایر فرمانده ٔ انگلیسی پادگان احمدآباد به سربازان خود دستور داد اشخاصی را كه در تظاهرات شركت داشتند در محلی بنام باغ جلیان والا به مسلسل بستند در نتیجه یكهزار و دویست نفر درهمان محل بقتل رسیدند و سی و شش هزار نفر دیگر زخمی شدند. این قتل عام عمومی كه در تاریخ بشر كمتر نمونه و تالی دارد حتی در پارلمان انگلیس مورد بحث قرار گرفت و یكی از نمایندگان آن گفت : «این روز، سیاه ترین یوم در تاریخ حكومت انگلیسی در هند است » سیزدهم ژوئیه را هندیها عزای عمومی میدانند. چندی پس از این واقعه مسئله ٔ خلافت بعلت از بین رفتن امپراطوری عثمانی پیش آمد. این امر كه در هند باعث تشكیل میتینگها و مجامع مختلف شده بود توجه گاندی را بخود جلب كرد، در چند میتینگ بنفع هندیهای مسلمان نطق كرد و در یكی ازهمین میتینگ ها بود كه «نهضت عدم همكاری » با حكومت انگلیسی را پیشنهاد و اعلام كرد.

سپس نهضت «سوراج » یا مبارزه برای حكومت خودمختاری هند را آغاز نهاد. شاید جالب توجه باشد اگر گفته شود همان گاندی كه چهار سال قبل مورد بی اعتنائی بعضی از مقامات حزب كنگره ٔ ملی هندبود و ایشان او را مردی بی اطلاع از اوضاع هند و بی سیاست تلقی میكردند به سال ۱۹۲۰ م . میلادی مركز سیاست حزب كنگره ٔ ملی شد و چون بهیچ وجه ریاست حزب را نپذیرفت غیرمستقیم آن را اداره كرد و واسطه ای بود كه شكاف بین افراد تحصیلكرده و روشنفكر را با توده های مردم پُر نمود و ایشان را بهم مربوط ساخت . نهضت عدم همكاری با اقدام گاندی مبنی بر بازگرداندن كلیه ٔ مدال ها ونشان هائی كه دولت انگلیسی در افریقای جنوبی به وی اهداء كرده بود آغاز گردید. گوئی ملیون هند در انتظارچنین اقدامی بودند. چه به پیروی از گاندی عده ٔ بسیار زیادی مدالهای خود را برای نایب السلطنه ارسال داشتند. شاگردان مدارس كلاس های درس را به عقب گذارده در كوچه و خیابان اجتماع كردند تا به فرمان گاندی پردازند. زنان هند كه قرنها از حقوق اجتماعی محروم مانده بودند در پی فرصتی میگشتند تا نقش خود را در اجتماع ثابت كنند. گاندی با مشاهده ٔ علاقه ٔ عمومی مردم برای آزادی و استقلال در هر موعظه ای كه میكرد و مقاله ای كه در دو روزنامه ٔ هفتگی خویش موسوم به «هند جوان » و «نوجوان » به رشته ٔ تحریر درآورد مردم را به آرامش تشویق میكرد. در مبارزه ای كه ماه فوریه ۱۹۲۲ م . در ناحیه چوری چورا روی داد بار دیگر مردم یكی از مأمورین دولت را به قتل رساندند و گاندی با اعتراض علیه این عمل روزه ٔ پنج روزه ٔ خود را اعلام داشت ، دولت كه در پی فرصت بود او را بازداشت كرد و قاضی انگلیسی «مهاتما» را به شش سال حبس بدون كار محكوم ساخت . گاندی مطالعات مذهبی و اخلاقی خود را در زندان ادامه داد اما بعلت كسالت شدیدی كه در ژانویه ٔ ۱۹۲۴م . عارض او گشت به بیمارستان منتقل گردید و در حالی كه بیهوش بود یك طبیب انگلیسی آپاندیس او راعمل كرد. روزی كه گاندی به زندان رفت دو گروه بزرگ مسلمان و هند بیكدیگر نزدیك شده و احساسات عمومی بنفع آزادی ملت برانگیخته شده بود. ولی از بین رفتن مسئله ٔ خلافت با روی كار آمدن كمال آتاتورك در كشور تركیه ، كه سبب شد هندیهای مسلمان به كمك برادران هندوی خود احتیاج نداشته باشند همراه با زد و خوردهای متعددی كه به اشاره ٔ سیاست خارجی در نقاط مختلف روی داد این دو گروه را از یكدیگر جدا ساخت . گاندی به مدت پنجسال از فعالیت در سیاست كناره گیری كرد و فقط در راه وحدت نظر مسلمانان و هندو كوشید. زیرا علاوه از اختلاف نظرات مذهبی حزب كنگره ٔ ملی نیز در دوران حبس وی ازهم شكافت و انشعاب در آن بوجود آمد. گاندی در پایان سال ۱۹۲۹ كه جلسات سالانه ٔ حزب برپا بود قطعنامه ای پیشنهاد كرد كه بموجب آن حصول آزادی و استقلال هدف عالی حزب اعلام میشد. با تصویب این قطعنامه ثابت شد كه گاندی مصمم است بار دیگر قدم به عرصه ٔ سیاست گذارد.

 


نهضت سواراج بار دیگر رونق گرفت و روز بیست و ششم ژانویه ٔ ۱۹۳۰ م . به نام روز خودمختاری اعلام شد. هندیها از آن پس این روز را جشن گرفتند و چون در همین تاریخ (۲۶ ژانویه ٔ ۱۹۴۸) جمهوریت هند اعلام گردید لذا امروزه «روز جمهوری » خوانده میشود. گاندی روز دوم مارس ۱۹۳۰ م . پس از اطلاع به نایب السلطنه ٔ وقت انگلیسی در هند همراه با هفتاد و هشت نفر از زنان و مردانی كه با او در یك خانقاه زندگی میكردند نهضت جدیدی را كه اعتراض علیه قانون نمك عنوان شد آغاز نهاد و مدت بیست و چهار روزپیاده در سواحل هند بحركت درآمد. این اقدام بظاهر ساده ٔ وی در مردم اثر عمیق گذارد. بطوری كه مرد و زن و كاسب و اداری و بزرگ و كوچك در هر محلی به ساحل دریا رفتند و نمكی را كه آب بر خشكی گذارده بود برداشتند و به چوب و ضرب و شتم و حتی تیراندازی و بازداشت پلیس علیه این اقدام اعتنا نكردند. روز ششم آوریل بود كه گاندی صبح زود به كنار دریا رفت و مشتی نمك به دست گرفت و گفت ما اجازه نمیدهیم دولت خارجی با استفاده ٔ سرشار از منابع طبیعی مملكت را در ناراحتی گذارد. در چهارم ماه مه بود كه نیمه ٔ شب بازداشت و زندانی گشت . دولت انگلیس كه با مشكل بزرگی مواجه گردیده بود در نوامبر ۱۹۳۰ نخستین كنفرانس میزگرد را در لندن تشكیل داد و اظهار امیدواری شد كه حزب كنگره در دومین كنفرانس میزگرد شركت جوید. مذاكرات گاندی – ایروین برای تعیین سرنوشت هند و اعلام خواسته های ملت به دولت انگلیس در ماه فوریه ٔ ۱۹۳۱ م . آغاز شد و دولت كارگری انگلیس وعده ٔ مساعدت داد. پیمان گاندی – ایروین در پنجم مارس امضاء گردید و گاندی روز بیست و نهم اوت بوسیله ٔ كشتی به صوب لندن حركت كرد تا در دومین كنفرانس میز گرد شركت جوید. مسافرت او اگرچه از نظر امور سیاسی برای هند مفید فایده واقع نشد ولی ملت انگلیس از تقاضاهای واقع ملت هند آگاه گردید. گاندی هنگام بازگشت به هند در كشور سوئیس با رومن رولان ملاقات كرد و در یكی از جلسات هواداران وی بود كه برای نخستین بار اعلام كرد «راستی ، خداست ». قبل از آنكه پای گاندی به بمبئی برسد به دستور نایب السلطنه ٔ جدید عده ٔ زیادی منجمله جواهر لعل نهرو بازداشت شدند و همینكه گاندی به بمبئی وارد شد گفت : هدیه ٔ میلاد مسیح یك نایب السلطنه ٔ مسیحی برای هندیان ذیقیمت است ، خود او را هم بازداشت كردند و بدون محاكمه به زندان یراودا افتاد. گاندی به علت اطلاع از تصمیمات جدید دولت انگلیس دایر بر اینكه قصد دارد در قانون اساسی هند برای پیروان هر مذهب انتخابات جداگانه ای منظور كند طی نامه ای به نایب السلطنه اطلاع داد تا پای مرگ روزه خواهد گرفت . دولت انگلیس در پنجمین روز روزه ٔ گاندی اعلام كردكه از قصد خود بازگشته و گاندی نیز روزه را شكست .

گاندی پس از رهائی از زندان شش سال تمام برای بهبود زندگی افرادی كه «نجس» خوانده میشدند و او ایشان را «فرزندان خدا» لقب داده بود و امروزه نیز چنین خوانده میشود كوشید و هندوان و مسلمانان را به وحدت دعوت كرد. آغاز جنگ بین المللی دوم بار دیگر گاندی را به صحنه ٔ سیاست دعوت كرد پیشرفت سریع ژاپونی ها بسوی مرزهای هند و عدم توانائی انگلیس به دفاع از این شبه قاره ٔ بزرگ سبب شد گاندی دست به ابتكار جدید زند و مبارزه ای را آغاز نهد كه به «از هند خارج شوید» معروف است . گاندی روز هفتم اوت ۱۹۴۲ نطق شدیدی علیه انگلستان ایراد كرد و دو روز بعد همراه با سایر پیشوایان حزب كنگره ٔ ملی هند بازداشت شد و به زندان افتاد. در فوریه ٔ سال بعد روزه ٔ بیست و یك روزه ٔ خود را برای آشتی و مودت مسلمانان و هندوها در سراسر هند آغاز نهاد كه بعلت وخیم شدن وضع مزاجی و احتمال بلوای عمومی در آن كشور روز ششم مه آزاد گردید زندان اخیر از دو حیث برای گاندی گران تمام شد. زیرا زوجه و صمیمی ترین دوست و دبیر مخصوص او درطول آن بدرود حیات گفتند. نایب السلطنه ٔ هند در ماه مه ۱۹۴۷ م . جلسه ٔ مخصوصی برای ملاقات با گاندی و ترتیب استقلال هند برپا ساخت . در نتیجه ٔ این ملاقات و مذاكره آزادی هند در پانزدهم اوت ۱۹۴۷ م . اعلام گردید و بدین ترتیب مبارزه ای كه از سالها قبل آغاز شده و گاندی سبب تعمیم آن در كلیه ٔ ایالات هند شده بود به نتیجه رسید. گاندی از این پس برای رفع اختلافات پیروان مذاهب مختلف بخصوص هندو و مسلمین همت گمارد و مرتب پیاده از شهری به شهر دیگر رفت . هر كجا كه با مشكلی مواجه گشت روزه میگرفت و مردم فوراً اوامر او را پذیرفته و وی افطار میكرد. در دومین روز از روزه ٔ آخر یك بمب دستی به طرف اطاقی كه او نشسته بود پرتاب شد كه به وی اصابت نكرد و صدمه ای نرساند. ده روز بعد در سی ام ژانویه ٔ ۱۹۴۸ هنگام مراجعت از عبادتگاه ساعت نه و نیم صبح از محلی بنام «بیرلاهاوس » خارج میشد تا برای انجام فریضه ٔ مذهبی به خانقاه رود یك هندوی متعصب از اهل پونه كه رامینات نام داشت به او نزدیك شد و در حالی كه تظاهر به ادای احترام به او می كرد بوسیله ٔ طپانچه ٔ كوچك خودكار سه تیربطرف قلب وی شلیك نمود. گاندی كه بر اثر روزه های اخیر بیش از پیش ضعیف و استخوانی شده بود بر زمین افتاد و پس از ادای دو كلمه ٔ «هه رام » [ یعنی خداوندا ] قلبی كه همیشه برای محبت به دیگران میطپید از حركت باز ایستاد. رامینات در بازرسی گفت : من به این جهت گاندی را كشتم كه با سیاست این مرد كه نهرو نیز از او پیروی میكرد مخالفت داشتم . نهرو میگوید:

 


گاندی كشته شد این قهرمان مقاومت منفی كه مظهر اخلاق عالی و مخالف با هرگونه عمل شدید بود چنین مقدر شده بود كه بنحو شدیدی از دنیا برود هنگامی كه گاندی میخواست برای صلح و اخوت بویژه در هندوستان دعا كند دعای او قطع شد. آنچه را گاندی تعلیم میداد جنبه ٔ هندی نمیتوان داد و آن را مخصوص به هند نمیتوان دانست زیرا تعلیمات اخلاقی وی ارزش جهانی داشت و میتوان آن را در دو كلمه ٔ «راستی » و «عدم تشدد» تلخیص كرد. او گفت سالك راه حقیقت نباید تحت هیچ شرائط و مقتضیاتی پا از راهی كه انتخاب نموده فرانهد و برای رسیدن بهدف ، اگر چه دشمن در پیش باشد، نباید به اعمال جبر و زور متوسل گردد. گاندی كتب مقدسه ٔ ادیان بزرگ را همراه با آثار اخلاقی پیشروان اخلاق و فلسفه مورد مطالعه قرار داد و ارزش معنوی او به پیروی از نظر انسان دوستی او در این است كه بحقیقت تمام ادیان پی برد و به آنها عمل كرد. از رسوم وی یكی این بود كه همه روزه یك آیه از هر یك از كتب مقدسه ٔ ادیان بزرگ تلاوت میكرد و آنگاه به كارهای روز رسیدگی مینمود. هفته ای یك بار [ روزهای دوشنبه ] روزه میگرفت و هفته ای یك روز [ ایام سه شنبه ] حرف نمیزد و بتعمق و تفكر میپرداخت .

آثار گاندی .






  • [ ]

free counters

کد موزیک